احساس کردن شکر گزاری بسیار حائز اهمیت است یعنی وقتی که شما به نعمتی که در زندگیتان وجود دارد فکر میکنید احساس خوشحالی به شما دست بدهد اگر فکر میکنید فلان چیز ارزش شکرگزاری را ندارد لحظه ای به همان چیز فکر کنید که اگر نبود چقدر کار شما سخت تر میشد یعنی میخواهم که شما در هر چیزی که میخواهید بابت آن شکرگزاری کنید عمیق بشوید.
فرض کنید شخصی نابینا به دنیا میآید و اگر عمیق بشویم دنیای این شخص همیشه تیره وتاریک است، خانواده این شخص به دکتر مراجعه میکنند که چشمهای فرزندشان را عمل کنند تا دنیا را ببیند و عمل این شخص کاملاً سالم و سلامت به پایان میرسد و خبر خوشش اینجاست که او میتواند چشمهایش را باز کند و دنیا را ببیند این شخص وقتی که چشمهایش را باز میکند جهانی را میبیند با هزاران رنگ پر از زرق و برق و غرق در این همه زیبایی میشود و به قدری شاد و خوشحال است که نمیداند از این همه ذوق و شوق چه کاری انجام بدهد در آن لحظه دوس دارد به پرواز دربیاید او همان دنیایی را میبیند که ما از همان بدو تولد که به دنیا آمده ایم را میبینیم و متاسفانه در حال غر زدن هستیم و تمرکز بر روی نداشته هایمان است.
این کار ذهن است که با گفتگو هایش از ما آدمها یک فرد همیشه معترض به همه چیز را میسازد و وظیفه ما این است که خودآگاه تمرکزمان را برروی داشته های زندگی بگذاریم به گونه ای که این تمرکز همراه با عشق باشد یعنی همان احساس باشد پیشنهاد بنده بنده برای شما دوست عزیز این است که با خودتان عهدی ببندید و شروع کنید که از این به بعد در زندگیتان شکرگزاری را اضافه کنید و از یک شخصیت ناشکر تبدیل به یک فرد شکرگزار شوید و مطمئن باشید که وقتی این موضوع در زندگی شما ادامه دار شود اولین نتیجش این است که حالتان به مراتب خیلی زیبا تر از گذشته خواهد بود و به مرور زمان که ادامه بدهید زندگیه شما زیر و رو خواهد شد